سيد محمد باقر شفتي

134

تحفة الأبرار الملتقط من آثار الأئمة الأطهار ( فارسي )

مجملا در اين صورت اين شخص مخير خواهد بود ما بين سه چيز : اول آن است كه عود نموده قرائت همان سورهء مقروه نمايد بعد از قصد آن . دوم آن است كه قرائت همان سورهء منويه نمايد . ثالث آن است كه قصد سوره نمايد كه مغاير با هر دو سوره بوده باشد ، لكن گاه است قرائت همان سورهء منويه راجح بلكه متعين است ، چنانچه بيان خواهد شد . كلامى كه در اين مقام هست در اعادهء بسم اللَّه الرحمن الرحيم است . بدان كه اعادهء بسمله در مسأله سابقه كه عبارت از عدول از سوره به سورهء ديگر بوده باشد ، يعنى اعادهء بسم اللَّه در حين ارادهء سورهء معدول اليها لازم و متعين است ، بلكه محل تأمل نيست . و اما در اين مسأله يعنى در صورتى كه سورهء مقروه مغاير با سورهء منويه بوده باشد ، پس گاه است آن لازم است ، و گاه است لازم نيست . توضيح حال مقتضى اين است كه گفته شود : چون كه مذكور شد اين شخص اكتفاء به آن سورهء مقروه نمىتواند نمود ، پس لا محاله تلافى و تدارك آن لازم است ، و مذكور شد كه اين امتثال در حق اين شخص به يكى از سه وجه ممكن است و تفصيل آن مذكور شد ، پس هرگاه عود نمود و خواهد قرائت همان سورهء مقروه نمايد اعادهء بسم اللَّه لازم است ، و همچنين هرگاه خواهد قرائت سوره نمايد كه مغاير با سورهء مقروه و سورهء منويه هر دو بوده باشد . و اما هرگاه خواهد قرائت همان سوره كه منوى او بود نموده باشد ، در اين صورت ممكن است تفصيل داده شود ما بين طول سوره مقروه و ما بين قصر آن ، پس اگر سورهء مقروه از قصار سور بوده باشد ، مثل سورهء كوثر و نصر و نحو اينها ، ظاهر اين است كه اعاده بسمله لازم نبوده باشد ، بلكه جائز نبوده باشد به قصد جزئيت سوره . نظر به اين كه مفروض اين است كه منوى او آن سوره بود ، و همچنين